محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5089
تاريخ الطبرى ( فارسي )
خيمه اى كه محمد بن سليمان به دو پيشكش كرده بود و در صحن ابواب به پا شده بود از يكايك آنها براى خويشتن و براى موسى از پى خويش بيعت گرفت تا به آخرشان رسيد . آنگاه به مسجد جماعت رصافه رفت و به منبر نشست . موسى نيز بالا رفت و پايينتر از وى بود . عيسى بر نخستين پلهء منبر ايستاد . گويد : آنگاه مهدى حمد خداى گفت و ثناى او كرد و بر محمد صلى الله عليه و سلم صلوات گفت و گفت كه مردم خاندان و شيعيان و سرداران و ياران وى و ديگر مردم خراسان اتفاق كردهاند كه عيسى بن موسى را خلع كنند ، و كارى را كه براى وى به گردن داشتند به موسى پسر امير مؤمنان دهند كه وى را برگزيدهاند و پسنديدهاند و چنان ديده كه در پذيرفتن راى ايشان ، اميد مصلحت و الفت هست و از مخالفت با مقصودشان و اختلاف در كارشان بيمناك بوده . و عيسى ( 126 از تقدم خويش چشم پوشيده و از بيعتى كه در گردنشان بوده آزادشان كرده و آنچه در اين زمينه از آن وى بود ، به موجب پيمان امير مؤمنان و مردم خاندان و شيعيان وى از آن موسى پسر امير مؤمنان شده و موسى ميانشان به كتاب خدا و سنت پيمبر او صلى الله عليه و سلم عمل مىكند ، با رفتار نكو و عدالت . آنگاه گفت : « اى گروه حاضران شما نيز بيعت كنيد و سوى آنچه ديگران شتافتهاند بشتابيد كه همه نيكى در جماعت است و همه بدى در پراكندگى است . براى خويشتن و شما توفيق رحمت خداى مىخواهم و عمل به اطاعت وى و چيزها كه موجب رضاى او مىشود و هم براى خويشتن و براى شما آمرزش مىخواهم . » گويد : موسى پايينتر از مهدى بر كنار منبر نشسته بود تا ميان وى و كسانى كه بالا مىرفتند و بيعت مىكردند و دست به دست وى مىدادند حايل نشود و چهرهء او را مستور ندارد . گويد : عيسى همچنان در جاى خويش ايستاده بود ، مكتوبى را كه از خلع وى ياد مىكرد و اينكه از ولايتعهد كه از آن وى بود برون شده و جمع كسانى را كه